Pearls Before Breakfast

      در یک صبح سرد ١٢ماه ژانویه ساعت ٧:۵١روز جمعه ، مردی وارد ایستگاه متروی L'ENFANT PLAZA  واقع در هسته مرکزی شهر واشینگتن دی سی شد و پس از اینکه زیرکانه چند دلار داخل کیس ویلون خود جهت جلب توجه عابرین ریخت شروع به نواختن ویولن کرد.

این مرد در عرض ۴٣دقیقه، شش قطعه ازبهترین و پیچیده ترین قطعات باخ و شوبرتز و ...را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، صدها نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند. سه دقیقه گذشته بود و ۶٣ نفر از جلوی وی عبور کرده بودند که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد. نیم دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کیس ویالونش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد. چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر به مدت سه دقیقه تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت موبایل خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد، کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه و علاقه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند. در طول مدت ۴٣ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت،١٠٩٧نفر از جلوی وی عبور کردند تنها هفت نفر، اندکی توقف کردند. بیست و هفت نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار و هفده پنی (بله بعضیها فقط چند پنی انعام دادن) عاید ویلون‌زن شد..

وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت غیر از یک نفر که تا آخر اجرا سرپا ماند. او مانند یک روح در ایستگاه مینواخت ولی حقیقت داشت. هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موزیسینهای جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلونی به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد. جاشوا بل، سه روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون(Boston's stately Symphony Hall )، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.درآمد وی از هر دقیقه نواختن حدود هزار دلار هستش.... این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌ پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش نبوغ و توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.

 

 

نتیجه: آیا زیبایی قابل اندازه گیری است (گوتفرید فون لایبنیتز), یا صرفا یک نظر شخصی است(دیوید هیوم), یا یک تلفیقی از هر کدام و رنگ آمیزی شده توسط حالت آنی ذهن مشاهده کننده میباشد(ایمانوئل کانت)؟ آیا ما در شرایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟  آیا لحظه‌ای برای قدر‌دانی و یا لذت بردن از زیبایی حتی بصورت رایگان توقف می‌کنیم یا خیر؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟ یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد، اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم، چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

پ.ن ١: مشخصات نویسنده مطلب بالا توی روزنامه واشینگتون پست که موفق شد بواسطه همین مطلب جایزه پولیتزر رو تو بخش Feature Writing تو سال ٢٠٠٨بدست بیاره....

Gene Weingarten

Washington Post Staff Writer
Sunday, April 8, 2007; Page W10

weingarten@washpost.com

 

پ.ن٢ :متن کامل مطلب بالا رو میتونین اینجا بخونین و فیلمشو هم نگاه کنین....

پ.ن ٣:جالب اینجاست که آقای لئوناردو اسکاتلین مدیر ارکستر سمفونیک ملی پیش بینی کرده بود که از هزار رهگذر حدود 35 الی 40نفر به کیفیت بالای اجرای موسیقی پی میبرن و حدود 75 الی 100 نفر توقف میکنن و چند لحظه ای به موسیقی گوش میدن و 150دلار عاید موزیسین میشه...

خیر آقای اسکاتلین...جمعیت جمع نمیشوند حتی برای چند لحظه..ما سرمون شلوغتر از این حرفاست که به بهترین اجرای موسیقی دنیا گوش بدیم و حتی ارزششو خودمون بدون تبلیغات کشف کنیم...

پ.ن ۴:فاصله هتل تا ایستگاه مترو فقط سه بلوک بود که جاشوا سوار تاکسی شد....علتشم فقط مراقبت از ویولن5/3 میلیون دلاریش بود که ساخت 1917 توسط آنتونیو استرادیواری هستش که تاکنون کسی تو دنیا پیدا نشده که بتونه هنر اونو تکمیل کنه و حتی با توجه به پیشرفت علم و فناوری به رموز استفاده از علم آکوستیک در ساخت ویولن توسط اون پی ببره...

پ.ن ۵:بیلی کالینز شاعر معروف آمریکایی میگه که تمان بچه ها با یک دانش و آگاهی نسبت به شعر و موسیقی بدنیا میان (علتشم انتقال صدای تپش قلب مادر به جنین هستش)اما زندگی آرام آرام ما رو از موسیقی و شعر تهی میکنه......

/ 198 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو

این واسه پست بعدیه. البته وقتی نظر دونی نداره لابد نظر هم نباید گذاشت. اما من یه کمی گیچ شدم. پست رو از آر اس اس خوندم. خیلی هم خوشم اومد. اومده بودم بگم که: That lovely dot! Thanks. It was great. What’s the whole book about? Would you please tell me?! And where did you get it? on the Net, or from a book store?i که دیدم هیچچی جز یه عکس اینجا نیست!!!

سرگردون

سلام به همگی روحش شاد خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه

شادونه

inactive comment means no idea ? ok . khob khodet chetori [نیشخند]

ایلیا

[لبخند][بغل] سسسلام به گرمیه(؟؟؟)(این یه خورده نسبیه، پس به انتخاب خودت مثلا یه فنجون نسکافه داغ) [گل][گل]

سمیرا

سلام... مرسی از این حضور همیشگی تان...و از همراهی سبزتان... آخرین پست را نمی توانم ببینم...

دخت هرمزگانی

سلام دوست عزیز چند بار اومدم اما پست جدیدت رو نتونستم باز کنم ! فقط یه عکس باز میشد ! مطلبی نبود ! بود یا برای من باز نمی شد؟ شاد باشی

omid1977

مرتضی جان چکار کردی وبلاگت نصفه بیشتر باز نمیشه کلی کلک زدیم و اومدیم یه پست قدیمیتو باز کردیم تا بتونیم پیام بدیم باور کن چند روزه اینطوریه و نمیتونه کامنت بزارم شرمنده اخوی[شرمنده]

آوا

نقطه آبی رنگ پریده کوش؟!!!!! چرا من نمیبینمش[ناراحت]

شازده خانوم

عالی بود...ممنون که باعث شدین این مطلب رو بخونم ... اگه دقت کنیم موارد مشابه رو هممون تجربه کردیم ... این که قدر یه چیز خوب رو تو شرایط بد ندونستیم...