اوتانازیا(Euthanasia)

نزدیک یک ساعت بعد عملم به هوش اومدم ..اصولا آدمی نیستم که توی این زمانها هذیون بگم بلکه حواسم هم خیلی جمع میشه...تمام تذکراتی که دکترم به اطرافیان و پرستارام رو میداد یادم مونده ولی نکته اساسی درد بسیار زیادی بود که داشتم... با توجه به تزریق آمپولهای مسکن باز هم هر دو ساعت یک بار دردم اوج میگرفت طوری که پرستارها مونده بودن چیکار کنن..اومدن برای بار سوم بهم مسکن  تزریق کنن که من نذاشتم و بهشون گوشزد کردم که دکترم چی بهشون گفته بوده (راجع به افت فشار و ...)اونا هم مونده بودن من چجوری اینا یادم مونده...بهرحال به ضرب مسکنهای مختلف(خوراکی و شیاف) تونستن دردمو تسکین بدن...هیچوقت اون زمان یادم نمیره که چطور از درد به ناله کردن افتاده بودم و آرزو میکردم لحظه ها هر چی زودتر بگذرند و صبح بشه تا بتونم دوباره مسکن تزریق کنم...

بعدش که دردم یواش یواش آروم شد پیش خودم به فکر مریضهایی افتادم که ناچار هستند اینجور دردها رو مدتهای طولانی تحمل کنن بدون اینکه امیدی به بهبودی داشته باشند...حالتشون رو تونستم تا یه حدودی درک کنم...این بود که به فکر اوتانازیا و تحلیل این مطلب افتادم...

 تعریف و مفهوم Euthanasia  :
. واژه اوتانازیا ریشه در زبان یونانی دارد.EU به معنی خوب و Thanatos  به معنای مرگ است. اوتانازیا یعنی قطع درمان و خاتمه دادن به زندگی توسط فرد دیگری به درخواست صریح  شخصی که مرگش حتمی است .. اوتانازیا میتواند ارادیقاضای خودشخص) و یا غیر ارادی(بر اساس تصمیم همراهان بیمار برای بیمارانی که  زندگی نباتی دایمی دارند و ممکن است هیچ گاه هوشیاری خود را به دست نیاورند)بوده و روشهای انجام آن بصورت زیر میباشد:

 اوتانازیای غیر فعال(passive):
این نوع اوتانازیا تسریع مرگ بیمار از طریق قطع درمان های حمایت کننده و یا عدم ادامه درمان های پزشکی که برای ادامه حیات ضروری هستند می باشد. برای مثال :
ـ حذف تجهیزات و وسایل حمایت کننده زندگی و عدم استفاده از انها مثل خاموش کردن دستگاههای تنفسی .
ـ متوقف کردن مراحل درمانی . پزشکی مثل قطع داروها و . . .
شاید رایج ترین شیوه در این نوع اوتانازیا دادن مقادیر زیادی مورفین به بیمار باشد . این روشها در مورد بیماران درمان ناپذیر اعمال می شود که دردهای جانکاه دارند و مرگشان در اینده نزدیک حتمی است . شیوه های فوق همچنین در مورد بیمارانی کاربرد دارد که در اثر صدمات شدید مغزی در حالت اغما به سر می برند و امکان بازیافتن هوشیاری در آنان وجود ندارد .

 اوتانازیای فعال (Active):
این نوع اوتانازیا مرگ بیمار به صورت تزریق
داروی کشندهصورت میگیرد و در تمامی دنیا غیر قانونی میباشد.

خودکشی:
بر اساس تعریف مورد توافق جهانی خودکشی تنها راه و آخرین راه از بین بردن خودآگاهی فرد در مورد خود است. عوامل اجتماعی
مانندمشکل تنها زندگی کردن، فقدان حمایت خانوادگی و وجود عوامل فشار (مانند طلاق، بیکاری ، از دست دادن نزدیکان، شکست در تحصیل و زندگی، سو استفاده جنسی، از دست دادن آبرو و حیثیت و ...) و عوامل روانشناختی و پزشکی مانند افکار و احساس پوچی، نومیدی، احساس گناه، افسردگی، اعتیاد، احساس شکست، بحران‌های حاد عاطفی، بیماری‌های شدید روانی باشد.این عده خودکشی را مناسب ترین راه برای غلبه بر مشکلات زودگذرشان می دانند. نظر عمومی این است که بهترین راه حل برای این افراد استفاده از مشاوره است و این افراد پس از درمان و غلبه بر مشکلات می توانند از زندگی ای که می خواستند با خودکشی خود را از ان محروم سازند لذت ببرند .

ـ زندگی هدیه خداوند است و تنها خود او می تواند آن را بگیرد . (تفکر مذهبی اقتباس از انجیل و تورات)
ـ حرمت زندگی انسان ارزشی است اصولی که پیامبر اسلام بر ان تاکید فراوان کرده اند . خداوند در قران می فرماید : « هر کسی نفسی را بدون حق قصاص و یا بی فساد کردن او در زمین به قتل رساند مثل ان است که همه مردم را کشته و هر که نفسی را حیات بخشد مثل ان است که همه را حیات بخشیده است ( سوره مائده ایه
۳۲ ) در اسلام حق خودکشی وجود ندارد و از انجایی که ما خودمان را خلق نکرده ایم ، اختیاری هم نسبت به وجودمان نداریم و موظف به مراقبت از ان هستیم و خداوند تنها مالک و گیرنده زندگی است . این استدلال که کشتن انسان برای رهایی او از درد و رنج کشنده است از نظر اسلام قابل قبول نیست . در اسلام شکیبایی و تحمل قویا مورد توجه قرار گرفته است و بسیاری از گروههای مذهبی اعتقاد دارند که رنج و درد انسان می تواند فرصت خوبی برای خداشناسی و تزکیه نفس باشد .

-حالا نکات قابل بحث در مورد اوتانازیا :
-آیا اوتانازیا معادل خودکشی هستش؟(لطفا به تعریف خودکشی دقت کنین)

ـ خوش بینی چیز خوبیه ولی به پیشرفت علم پزشکی جهت علاج بیماری غیر قابل درمان زیادخوشبین نباشیم... بقول فرنود عزیز تا حالا بیماری رو که سالهاست داره درد و رنج می کشه و نمی تونه حرکت کنه و دردش تنها با مورفین تسکین پیدا می کنه و هر لحظه آرزوی فرارسیدن مرگ رو می کنه رو دیدین؟
ـ
جداکردن بیمار مرگ مغزی از دستگاه‌های حمایتی نیز از نظر بسیاری « اتانازی غیر داوطلبانه، غیر فعال » به شمار می‌آید.(که در ایران هم رایج هستش)

ـ آیا
با قانونی ‌شدن اوتانازی و رواج آن، انگیزه درمان برخی بیماری‌ها از بین میره و جلوی پیشرفت علم پزشکی گرفته میشه؟
ـ واتیکان پزشکانی که مرتکب این عمل (اوتانازیا) شوند رو با ماموران اعدام مقایسه کرد .
-جالبه بدونیم که پاپ ژان پل دوم
(نویسنده کتاب حافظه و هویت: مکالمه میان هزاره ها)که مخالف سر سخت سقط جنین و اوتانازى بود خودش مطابق شواهد با اوتانازى غیر مستقیم فوت کرده.البتهتنها مدرک مدعیان اوتانازی کردن پاپ، فیلم و عکسهایی هستش که در اونا مشخص هست که بر خلاف معمول، برای پاپ لوله تغذیه بینی-معده گذاشته نشده‌.
-
 آخرین کلمات پاپ : پاپ در بستر بیماری گفته بود «بگذارید بروم به خانه پدر». آیا رهبر کلیسای کاتولیک، عملاً با اجازه‌ندادن به استفاده از اقدامات درمانی لازم، درخواست اوتانازی کرده بوده یا این جمله فقط یک دعای عرفانی بوده‌است و پدر مقدس در آن حال داشته دعا می‌خونده‌؟


مطلب پایانی:
به نظر من انسانى که از سلامت قواى روانى کافى برخوردار هستش ، این اجازه را باید داشته باشه که براى زندگى یا مرگ خودش تصمیم بگیره. برخى این اقدام رو بر خلاف اخلاق میدونند. باید دید این آدمها چه تعریفى از اخلاق در ذهن خودشون دارند و تا چه میزانى انعطاف پذیر هست؟

اخلاق چیزى نیستش بجز یکسرى توافقات رفتارى که به دید من باید براى شرایط و زمانهاى مختلف جداگانه و مناسبتر تعریف شه.سرعت غیر مجاز کار نادرستى هستش و غیر اخلاقى ولى آیا پلیسى که در تعقیب متهم هستش کارش غیر اخلاقى هست؟ مثال دیگه شکستن شیشه مغازه نادرسته ولى نیمه شب وقتى همراهى از شدت حمله آسم در حال خفگى باشه باز هم شکستن شیشه براى آوردن دارو غیر اخلاقیه؟ آیا دروغ تحت هر شرایطی غیر اخلاقیه؟در این مثالها استاندارد ما براى اخلاق فرق میکنه.

درسته که قانونی کردن اوتانازیا راه فوق العاده ای برای درمان پوچ و بیهوده و نومیدانه بیماران محکوم به مرگ نیستش و عقب نشینی از مراقبتهای پزشکی و معالجه ، براساس درخواست بیمار هیچ مقصودی از علم پزشکی را حاصل نمی کنه و هیچ پزشک و حقوقدان و انجمنی هم مخالف دست کشیدن از مراقبت تا فرا رسیدن زمان مرگ نیستش ، اما با این حال نمی تونیم منکر وجود و یا درخواست اون شیم. میتونیم توی یک جامعه دمکرات سکولار با رای جمعی یا از طریق نمایندگان مردم توی یه شکل حقوقی در این مورد برای یک جامعه به نتیجه برسیم و راههای جلوگیری از سو استفاده از اون رو با استفاده از حقوقدانان برجسته بگیریم.در چنین حالتی من به اندازه یک رای خودم با این کار موافقم .

پ.ن 1: ببخشید که این پستم خیلی طولانی شد آخه واسم مطلب مهمی بودش...

 پ.ن2: اینم شعار وب سایت اوتانازی:

We are committed to the fundamental belief that the intentionalkilling of another person is wrong. We have deep sympathy for those people who are suffering پ.ن3:منتظر عقاید و نظرهای شما در مورد اوتانازی هستم....

/ 109 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرنود

قرغه ی کامنت 100 افتاد به من...از استقبالی که از این مطلب شد معلومه که چقدر مهمه...به نظر من حتااگه ما مخالف باشیم این حق یک بیمار دردمندولاعلاجه که زمان رفتنشو انتخاب کنه.

گل پسر

من هر چي فكر مي كنم نميتونم نتيجه بگيرم كه به عنوان پزشك آينده اين كار رو براي بيمارم بكنم يا نه...

شیرین / بوس ماهی

باید بشینم آرشیو شما رو بخونم سالامتی شما و درد نکشیدن شما رو خواهانم نه الان به کل !!! درد جسم و روح ...

فریدون

[گل][گل][گل][گل] سلام: منتظریم کلام دلنشین شما فرح افزای روح گردد [قلب][قلب][قلب][قلب]

چای داغ

من یکم آدم معتقدی هستم اما اگه از قسمت ترس از خدا برای اوتانازی بگزریم من باهاش موافقم ترجیح میدم بمیرم تا به انتظار راههای درمان در ده سال آینده یشینم و حتی شاید تو این مدت همسر زندگی پوا و همه چیزای دیگو از دست بدم

پروانه

چه جالب ! من اينا رو نميدونستم!!! مرسي[گل]

فرشته از زمين

سلام اولش خندیدم گفتم عجبه!پاتو عمل کردی فکر اوتانازیا افتادی؟ ولی خب خیلی صبرت زیاده نذاشتی مسکن بزنن آفریییییییییییین اما خیلی خوبه در مورد اوتانازیا من اگه خودم جای یکی از این آدمایی بودم که در مان دردشون وجود نداره شاید این کارو می کردم اما اینکه بخوام به مرگ یکی دیگه به این روش راضی بشم نه اصلا نمی تونم راضی باشم [ناراحت]

نینا

اطلاعات جالبی بود