رفتار عجیب

دنیای عجیبی شده...تازه چند هفته ای نشده بود که اومده بودش که پیش ما کار کنه... سنش خیلی بالاتر از من بود و همچنین تجربه کاریش...بر عکس خودش که عادت داشت همیشه از تجربیات و مدارکش صحبت کنه و اونو به رخ بقیه بکشه من عادت ندارم از مدارک علمیم و تجارب خودم پیش افراد حرفی بزنم...اعتقادم اینه که همه اینها چیزهای شخصی هستن و نباید به صرف تحصیل توی بهترین دانشگاه ایران و داشتن مدارک علمی مختلف و تجربه های کاری گوناگون و حرف زدن به چند زبان اونو بعنوان برگ برنده هر روز به بقیه نشونش بدم  و با اون به بقیه ثابت کنم که تصمیم من درسته یا نه...من معتقدم که باید اخلاقیات رو در تعامل حرفه ای هم بکار برد...جالبه تا وقتی که داشت میرفت نمیدونست این من بودم که رزومه کاریش رو خونده بودم و تاییدش کرده بودم که بیاد توی این تیم مهندسی...بازم نمیدونست که توی این مدت من مسئول مستقیم تصمیمات فنی و کارهای ایشون بودم و امضای من باید بعنوان نفر مسئول زیر برگه کاریش زده میشد و این یعنی اینکه من مجبور بودم همیشه کارهاشو چک کنم که اشتباهی نداشته باشه و بدون اینکه گزارشش رد بشه اشتباهاتشو درست میکردم و ازش چشم پوشی میکردم...بعدش باید با زبون بی زبونی اشتباهاتشو بهش میفهموندم که قبول کردن اونهم داستانی داشت و همیشه یه بهونه ای وجود داشت... همه اینا انجام شد چون فکر میکنم این یه  وظیفه یا رفتار اخلاقی هستش که به افراد جدید کمک کنیم تا توی کار راه بیفتن و تجربه لازم رو بدست بیاره...مگه همه ما از اول صاحب تجربه بودیم؟

نمیدونم بعضی آدمها به چی فکر میکنن که بدون اینکه بفهمن توی چه موقعیتی هستن شروع میکنن به زیرآب دیگران رو زدن و عوض اینکه کیفیت کاریشونو نشون بدن سعی میکنن بقیه رو تخریب کنن....جالبه این کار رو پیش کسی انجام داده بودش که مدتها دنبال این بود که من قبول کنم که بیام توی این تیم کاری و مشاور این پروژه باشم و زیاد هم از نحوه کاری خود این شخص راضی نبود... نمیدونم علت این کج اندیشی این بود که فکر میکرد چون سنش بالاتر هستش باید بالادست بقیه هم باشه یا ...؟  

ولی نمیدونم چرا بازم خیلی برام سخت بود که قبول کنم که مجموعه رو ترک کنه...نمیدونم چرا فکر میکردم که اگه این کار رو انجام بدم دارم نون یه نفر رو آجر میکنم......با یه بهونه تراشی توی جلسه آخری هم نرفتم و نمیدونم چجوری بهش گفتن که ازش راضی نیستن... آخرشم نظر من ممتنع بود ولی مجموعه تصمیمش مشخص بود.....نمیخواستم با تمام این تفاصیل وجدان درد داشته باشم که حوصله این یکی رو توی این وضعیت ندارم....

 

پ.ن 1:برای بالا رفتن پاهای خود را به کار گیرید. مگذارید شما را بالا کشند.

 

P.S 2: I've learned.... That everyone wants to live on top of the mountain, but all the happiness and growth occurs while you're climbing it

من آموخته ام که تمامی افراد میخواهند بر بالای کوه زندگی کنند اما تمام ترقی و خوشی هنگام صعود از کوه رخ میدهد.

 

پ.ن 3: وقتی گوشی تلفن را بر میداری لبخند بزن...شخص پشت خط از صدایت متوجه میشود. (از متن خوشبختی تانتارا توتم)

Smile when picking up the phone, the caller will hear it in your voice. (NEPAL GOOD LUCK TANTRA TOTEM)

/ 114 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نهاوندی

ماشاء الله اینقدر نظر دادن که جایی برای نظر مانیست شاد باشی

سیاست با زبانی ساده

با صفحه ای جدید در خدمت شما هستم و برای خبر کردن شما و دانستن نظر شما در رابطه با این مطلب اینجا هستم به امید دیدار شما دوست عزیز

النا

شمام خوب اومدییییییییییی! فقط بی زحمت یه آپ بکنید بد نیس[نیشخند]

Mohammad Omar Rahmati

سلام دوست من مرسی از اینکه بهم سر زدی.. ویب قشنگ و داستانهای جالب.. من یه ویب جدید درست کردم و دارم در مورد افغانستان یه چیزهای می نویسم اینم آدرس اش http://omar09.beeplog.de/ اگه دوست داشتی می تونی یه سر بزنی موفق باشی Peace

نگار

eeeee تو منو ضایع کردی اونم تو روز روشن! بهم گفتی اصلا هم جالب نیست که کسی منو دوست نداره و منم کسی رو دوست ندارم! [ناراحت] از عمد گفتی که غصه بخورم. دل بچه 18 ساله رو شیکوندنم هنره آخه؟![زبان] [نیشخند][نیشخند] شوخی میکنم ها. ولی خدایی حسی که نوشتمو درک نکردی! [نیشخند] چه جوری بگم تنهایی عالم شیرینیه! چرا همه فکر میکنن تنهایی یعنی غم و غصه؟![عینک] تنهایی یعنی خودتی و خودت و خوشی و مزاحم نداری که دلتو بشکونه و دلشو بشکونی! هییییشششششکی منو درک نمیکنه[نیشخند] همه بهم میگن خلم من خلم؟![خنده] خجالت نکش بیا تو هم نظرتو بگو[نیشخند]

کارگاه نمدمالی

اصلاخودتون کجایید؟که نیستید؟!...اومدیم که نگیدنیومد،خوندیم که نگیدنخوند،حالام داریم میریم که نگیداومدوخوندونرفت!سربزن تصدقت!

Foad

az key ta hala teh uni behtarin unie ira shode ma nemidunestim??!!! sharif o amirkabir ro tatil kardan??

بادسوار

سلام اینم خیلی جالب بود... زیراب زنی و حسادت داره جای کار کردن واقعی رو بین ما ایرانیا می‌گیره ... من باهاش خیلی مواجه شدم! زیر آب خودم هم خیلی تا حالا خورده شده!!! الان هم به عنوان یک انسان حاشیه دار در محل کار قبلیم معرفی شدم!!!! [قهقهه] خوب رفیق...خوب بود...